تبليغاتX
مسیح علقمه
یکشنبه یازدهم شهریور 1386 | 0:56

بسم الله الرحمن الرحيم

 

همايش اينترنتي وليعصر شاهنشاه عالم مهدي اعظم ...مربوط به وبلاگ بنت الحيدر و طرح استاد معظم جناب سيد محسن قريشي ...

بخش مسابقه ...موضوع علائم الظهور

علائم الظهور در روايات به دو گروه حتمي و غير حتمي تقسيم ميشود :

علائم حتمي : پنج علامت است :

1 – خروج سفياني

2- ندا و صيحه اي از آسمان

3- خسف بيداء

4- قتل نفس زكيه

5- قيام يماني يا خراساني

 

علائم غير حتميه

...چون اعلام شد كه اين طرح چند مرحله اي خواهد بود و مطالب ميتواند ادامه دار باشد به چند نمونه كه اختصارا در روايات آمده اشاره ميشود ...

در نوشته هاي تفصيلي بعد به علائم غير حتمي و حتميه خواهيم پرداخت

از عناوين علائم حتميه من رخداد حتمي قتل نفس زكيه را مي نويسم ...

نفس زكيه كيست ؟

نفس زكيه ، او را در بين ركن و مقام خانه خدا مي كشند

اسم او محمد بن الحسن است فاصله قيام و قتل نفس زكيه 15 شب است

اين اتفاق حتمي است او را در مكه مي كشند ...

او را در مكه بين ركن و مقام مي كشند در حالي كه برادرش در باغي در مكه است

نفس زكيه جواني از آل محمد صلي الله عليه و اله است او را بي جرم مي كشند وقتي او را مي كشند نه در آسمان عذري پذيرفته ميشود و نه در زمين . كسي او را ياري نمي كند  از اولاد امام حسين عليه السلام است با مردم مكه صحبت ميكند و براي ياري حضرت حجت ميخواند  ( قبل از آمدن به مكه به امام عرض ميكند : كه مردم مكه با قيام شما تسليم ميشوند ) و بعد مردم بين ركن و مقام سرش را مي برند ...او شخصيتي بزرگوار از نزديكان حضرت است و مردم مكه او را ميشناسند حضرت در اين زمان ظهور كرده اند ولي مامور به غيبت نيستند .

ابا بصير ميگويد :

امام باقر عليه السلام در روايتي طولاني ميفرمايند :

حضرت مهدي عليه السلام به يارانشان ميفرمايند :

اهل مكه من را نمي خواهند ولي من بايد براي تمام كردن حجت و روشن شدن حقيقت كاري انجام دهم و لذا كسي را نزد آنها خواهم فرستاد . پس حضرت يكي از ياران خود را طلبيده و به او ميفرمايد :

برو به طرف اهل مكه و به آنها بگو من فرستاده فلاني – يعني امام زمان – هستم و حضرت ميفرمايد :

ما اهل بيت رحمت معدن رسالت و ذريه پيامبر شما و از دودمان انبياء هستيم . به ما ظلم شده حق ما را غصب كرده اند و از وقتي پيامبر از دنيا رفت تا به امروز حق ما را ربودند . ما از شما براي بدست آوردن حق خود كمك مي خواهيم ما را ياري كنيد ...

آن جوان وقتي اين كلمات حضرت را به آنها ميگويد به سر او ريخته و بين ركن و مقام او را مي كشند . وقتي خبر قتل نفس زكيه به امام ميرسد به اصحاب خود ميفرمايند :

نگفتم كه اهل مدينه ما را نمي خواهند ؟

و ديگر چيزي نمي فرمايند تا اينكه خروج ميكند و ميرود در عقبه طوي با سيصد و سيزده نفر مرد به عدد اصحاب بدر و مي آيد به مسجد الحرام در ...ادامه دارد ...

 

            نوشته شده توسط زکیه وبلاگ مردی شبیه باران

 

 

 

 

 یا اباعبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

آنجا كه مهدي نيست قرار نه فرار بايد كرد....

مقدمتا بريم سر اصل مطلب

شايد اگر بگم براي تمامي موضوعات مطرح شده در همايش هم حرف براي گفتن بود و هم مطلب براي نوشتن حرف بي ربطي نزده باشم اما اينكه بنده موضوع سوم اوصاف ياران امام زمان رو براي نوشتن انتخاب كردم دلايلي داشته كه براي من حتي از شرح خود موضوع هم مهم تره . اما دليل انتخاب موضوع و شرح موضوع رو با طرح و برسي چند سوال با استفاده از روایات عرض خواهم کرد 

1_علت تاخير در فرج حضرت مهدي (ع) چيست؟

علت تا خير در فرج مولا و آقاي اما امام زمان (ع) به خود انسان ها باز مي گردد، زيرا تشكيل حكومت عدل و توحيدي در سطح جهان ، عمدتا احتياج به شرايط و آمادگي هاي لازم از طرف خود مردم دارد، از قبيل اينكه:

1.    مردم مفهوم عدل را بدانند.

2.    به حدي برسند كه از جان و دل خواهان عدل باشند.

3. با عمل به دسنورات شرع به حد بالاي شعور فكري و فرهنگي برسند،گرچه در محدوده ي بخشي از مردم باشد. و لذا مرحوم خواجه نصير الدين طوسي در «شرح تجريد» غيبت حضرت را از ناحيه ي خود مردم مي داند.

4.    پيشرفت بشر از ناحيه ي صنعت وتكنيك.

و در مجموع فراهم نشدن مجموع شرايط لازم براي ظهور،علت تاخير ظهور حضرت است.

امام زمان(ع)در توقيعي كه به شيخ مفيد مي فرستد مي فرمايد:«اگر شيعيان ما-كه خداوند توفيق طاعتشان دهد-در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند،همدل مي شدند،ميمنت ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد،و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنها مي گشت،ديداري بر مبناي شناختي راستين وصداقتي از آنان نسبت به ما. علت مخفي شدن ما از آنها چيزي نيست جز آنكه از كردار آنها به ما مي رسدوما توقع انجام اين كارها را از آنها نداريم.»(احتجاج،ج2،ص315)

با پاسخ اين سوال سوال ديگري مطرح مي شودكه به بررسي آن خواهيم پرداخت

2_آيا در اين ميان همه ي مسلمان وشيعه 313نفر يار براي حضرت وجود ندارد؟

در پاسخ اين سوال مي گوييم:

اولا:در روايات مختلف براي ياران و اصحاب خاص حضرت مهدي صفات وخصوصيات ويژهاي ذكر شده كه بايد در313نفر موجود باشد،و ما به برخي از صفات اشاره خواهیم کرد.

     ثانيا:مجموعه ي احاديث استفاده مي  شود كه حضرت هر دو دسته يار و ياور بعد از  ظهور دارند:يكي از ياوران خاص كه 313نفرند و دته ي ديگر ياوران عامكه ده هزار نفرند و بايد اين تعداد جمعيت نيز آماده شود.

ثالثا:به غير از فراهم شدن اين عده از ياران حضرت در علت تاخير در فرج موارد ديگري نيز وجود دارد كه به بعضي از آنها در سوال قبل اشاره شد.

با بررسي دو سوال اخير يكي از دلايل انتخاب موضوع اوصاف ياران امام زمان (ع) مشخص شد

آنچه وظيفه ي ماست به عنوان شيعه ي آن حضرت و عاشق واقعي او حركت در جهت معشوق هست لذا سوال ديگري در رابطه با اوصاف ياران آن حضرت مطرح مي شود. كه به بررسي آن خواهيم پرداخت.

3_اصحاب حضرت مهدي (ع)چه ويژگي هايي دارند؟

مطابق برخي از روايات،اصحاب حضرت (ع) از صفات و ويژگي هايي برخوردارند از قبيل:

1_ اخلاص 

در روايتي امام جواد (ع)به عبد العظيم حسني (ع)فرمود:«...و هنگامي كه براي او اين تعداد «313 نفر» از اهل اخلاص جمع شد خداوند امر او را ظاهر خواهد كرد...» ( كمال الدين، ج2، ص377و378)

2_ يقين و استقامت

از امام صادق (ع) در حديثي نقل شده كه فرمود : «... گويا قلب هاي آنها به مانند تكه هاي آهن است، شكي در قلوب آنها راجع به خداوند وجود ندارد. محكم تر از سنگ است...» (بحارالانوار ، ج 52، ص307،ح82)

3_خداشناسي واقعي

از امام علی (ع) در ضمن حدیثی نقل است که فرمود:

«... ولكن در طالقان مردماني مؤمن خواهند آمد كه به خداوند معرفت واقعي دارند و آنان انصار مهدي در آخر الزمان مي باشند». (بحار الانوار ،ج52،ص307،ح82)

     4_شيران روز و زاهدان شب

از امام صادق (ع) در حديثي راجع به اصحاب قائم نقل است كه فرمود: « گويا من نظر مي كنم به قائم و اصحاب او در نجف و كوفه ... سجده ها به پيشانی هاي آنها اثر گذارده است، شيرا در روز و راهبان در شب اند...» ( بحارالانوار،ج52،ص386)

5_ برخورداري از تا ييد الهي

طبرسي در روايتي از امام علي (ع) نقل كرده كه فرمود: « تا اينكه خداوند مردي را در آخر الزمان بر مي انگيزاند... او را به ملائكه اش تاييد كرده و انصارش را حفظ خواهد كرد». (بحار الانوار،ج52،ص280،ح6)

4_امام زمان با اصحاب خود بر سر چه اصولي پيمان مي بندد؟

از برنامه ها و روش هاي امام مهدي (ع) پيمان گيري از ياران خويش است. پيمان و بيعت در جامعه ي اسلامي از آغاز تشكيل حاكميت اسلام رسم شد،و پايه گذاري نخستين مركزيت و حكومت اسلامي به دست مبارك پيامبر اسلام (ص) با آيين اين بيعت و پيمان گرفت از يكايك مردم  همراه بود.

امام مهدي (ع) نيز چون نياكان خويش از يارانش بيعت مي گيرد و با آنان پيمان مي بندد . پيمان امام بر سر اصولي است كه راه و رسم و شيوه و روش امام را در حكومت تبيين مي كند.

امام علي (ع) مي فرمايد: « همانا قائم با يارانش پيمان مي بندد و از آنان بيعت مي گيرد كه: مسلماني را دشنام ندهند ... حريمي را هتك نكنند، به خانه اي هجوم نبرند، كسي را به نا حق نزنند، طلا و نقره گنج نكنند، همچنين گندم و جو اندوخته نسازند. مال يتيمان را نخورند... لباس خزّ وحرير نپوشند. كمربند زرين نبندند... در امور معاش به اندك بسنده كنند ... لباس درشت بپوشند و صورت بر خاك بگذارند... و در راه خدا به جهادي شايسته دست يازند.

خود(امام) نيز متعهد مي شود كه از همان راهي كه آنان مي روند برود ، و چون آنان لباس بپوشد ، و بر مركوبي مانند مركوب آنان سوار شود و چنان باشد كه آنان هستند. به اندك بسنده كند، و زمين را با ياري خداي دادگري پر كند پس از آنكه از ستم پرشده باشد... و صاحب و درباني نگمارد.» (منتخب الأثر ،ص469)

و اما رسيديم به نقطه ي اصلي كه اونم نوشتن دليل دوم انتخاب مو ضوع اواصاف ياران اما زمان (ع)

با خواندن مطالب فوق اولين چيزي كه به ذهن عاشق واقعي امام (ع) خطور مي كنه كسب اين ويژگي هاست .

اما كسب اين ويژگي ها نياز به گذروندن مراحل و پاس كردن واحد هايي در دانشگاه امام عصر (ع) هست.

به قول نور هر دو چشمم پير عشقم سيدم(رحمه الله عليه)

عاشقي جانم دردسر دارد

عاشقي كوچه ي پرخطر دارد..............

همه ي اينها رو عرض كردم كه در آخر بگم هر كي عاشقه  يه سر به وبلاگ سير الي الله بزنه...

 http://seireelallah.blogfa.com

که این وب استاد عزيز تر ازجانم  پدر مهربانم آقاي سيد محسن قريشي نوشته شده

[+] نوشته شده توسط مجنون الرقيه در سه شنبه ۰۶ شهريور ۱۳۸۶ و ساعت 14:56
 
 
 
 
 

نویسنده : بنیتا |
چهارشنبه هفتم شهریور 1386 | 22:41

اعتقاد به پدر مهدي به عنوان مصلحي الهي و جهاني در بسياري از مذاهب و اديان وجود دارد . نه تنها شيعه كه اهل تسنن و حتي پيروان اديان وجود دارد . نه تنها شيعه كه حتي اهل سنت مسلمين نيز و حتي پيروان اديان ديگر مانند يهود ، نصاري ، زرتشتيان ، و هندويان نيز به ظهور مصلحي بزرگ و الهي اذعان دارند و آن را انتظار مي كشند .

هندوها

در كتاب ويد كه نزد هندويان از كتب آسماني است ، چنين آمده است :

پس از خرابي دنيا پادشاهي در آخر الزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد و همه كس را از مومن و كافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد برآيد

بشارت عهدين ص 245

در يكي ديگر از كتب مقدس هندوها آمده است :

دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخر الزمان كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد . حق و راستي با او باشد .آنچه در دريا و زمينها و كوهها پنهان باشد همه را به دست آورد و در آسمانها و زمين آنچه باشد خبر ميدهد . از او بزرگتر كسي به دنيا نيامد ...سبك از كتاب مقدس هندوها

هم چنين در كتاب معروف هندوها چنين اشاره شده است :

پادشاهي به دولت دنيا ، به فرزند سيد خلائق در دو جهان ( كشن ) تمام شود و كسي باشد كه بر كوههاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان كاركنان او باشند جن و انس در

خدمت او شوند و از سودان كه زير خط استواست تا سرزمين تسعين كه زير قطب شمالي است و ماوراي بحار را صاحب شود و دين خدا زنده گردد . و نام او ايستاده ( قائم ) باشد و خداشناس باشد ...اوپانيشاد ص 737

به بيان زيباتر در كتاب مهابا راتا و كتاب پورانه ها در اين خصوص آمده است :

همه اديان معتقدند كه در پايان هر دوره اي از تاريخ ، بشر از لحاظ معنوي و اخلاقي رو به انحطاط ميرود و چون طبعا و فطرتا ، در حال هبوط و دوري از مبدا است و مانند احجار بسوي پايين حركت ميكند و نميتواند بخودي خود به اين سير نزولي و انحطاط معنوي و اخلاقي خاتمه دهد ، پس ناچار روزي يك شخصيت معنوي بلند پايه كه از مبدا وحي و الهام سرچشمه مي گيرد ، ظهور خواهد كرد و جهان را از تاريكي جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد و ...

اصولا فتوريسم fotorism  يعني اعتقاد به دوره اخر الزمان و انتظار ظهور منجي ، عقيده اي است كه در كيش هاي آسماني يهوديت ( جودايسيم ) ، و زردشت ( زوراستريانيسم ) ، مسيحيت ( در سه مذهب عمده آن يعني كاتوليك ، پروتستان و اردتدوكس ) و خصوصا دين مقدس اسلام به مثابه يك اصل مسلم گرفته شده است درباره آن در مباحث تئولوژيك مذاهب آسماني ، رشته تئولوژي بيبليكال ، كاملا شرح و بسط داده شده است .

 

آيين زردشتي

در كتاب اوستا ، زند ، جاماسب نامه ، داتستان دينيك ، زراتشت نامه ، موعودهايي معرفي شده اند كه آنان را سوسيانت مي نامند . اين موعودها سه تن بوده اند كه مهم ترين آنان آخرين ايشان است و او را سوسيانت پيروزگر خوانده اند . اين سوشيانت ، همان موعود است . چنانچه گفته اند :

سوشيانت مزديسنان ، به منزله گريشناي برهمنان بوداي پنجم بودائيان مسيح يهوديان ، فارقليط عيسويان و مهدي مسلمانان است ...

 

آيين يهود

يهوديان نيز كه خود را پيروان حضرت موسي ميدانند ، منتظر موعودند . در آثار ديني يهود ، اسفار تورات و ديگر كتابهاي انبياي آنان همواره به موعود اشاره شده است . اما اين قوم ، به حضرت مسيح و به حضرت محمد نگرويدند . بنابراين ، در برابر مسئله موعود و انتظار بسيار حساس و نگرانند . يهوديان نبايد به سادگي و غفلت از اينهمه بشارتها و اشارتها بگذرند ، بلكه بايد از ديگر منتظران ، منتظرتر باشند و بيشتر به انتظار و آمادگي براي ظهور فكر كنند و از اينهمه ظلم ، خيانت ، تجاوز و انسان كشي دست بردارند و از عواقب ظلم و ستم بترسند . آنان دو موعود كتابهاي خود ، يعني مسيح  و محمد را نپذيرفتند . اما از دست موعود سوم رها نخواهند شد ...

به هر حال يهودي حق پوش چه بپذيرد يا نپذيرد در كتابهاي يهوديت ، عهد عتيق و دانيال پيامبر ، كتاب حجي ( حكا ) ي پيامبر ، صفينياي پيامبر ، اسعياي پيامبر و زبور داود مطالبي درباره موعود آخر الزمان آمده است

در متن زبور آمده است :

قومها را به انصاف داوري خواهد كرد آسمان شادي كند و زمين مسرور گردد دريا و پري آن غرش نمايند صحرا و هر آنچه در آن است به وجد آيد . آن گاه تمام درختان جنگل مترنم خواهند نمود ...مزامير مزمور 13

اما منتظران خداوند ، وارث زمين خواهند شد ...اما حليمان وارث زمين خواهند شد ، زيرا كه بازوان شرير شكسته خواهند شد و اما صالحان را خداوند  تاييد ميكند ...مزامير مزمور 37

 

و اما آيين مسيحيت ...

در اين آيين ، بشارتهاي روشن تري درباره موعود آخر الزمان رسيده است . يكي از علل آن قرب زمان است ، زيرا از نظر زماني مسيح به مهدي نزديك تر است و از سويي ، تحريف كمتري در اين آيين نسبت به يهوديت صورت گرفته است . در اين خصوص ميتوان به اناجيل متي ، لوقا ، مرقس ، برنابا و مكاشفات يوحنا مراجعه كرد .

در انجيل متي ، فصل 24 آمده :

چون كه برق از مشرق بيرون مي آيد و تا به مغرب ظاهر ميگردد ، آمدن فرزند انسان نيز چنين خواهد بود ...خواهند ديد فرزند انسان را بر ابرهاي آسماني مي آيد با قدرت و جلال عظيم !

و در انجيل لوقا فصل دوازدهم آمده است :

كمرهاي خود را بسته و چراغ هاي خود را افروخته داريد و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند تا هر وقت بيايد و در را بكوبد ، بي درنگ براي او باز كنيد !

در كتابهاي قديم چينيان ، در عقايد هنديان ، در بين اهالي اسكانديناوي و حتي در ميان مصريان قديم ، بوميان امريكايي ، اهالي مكزيك و نظاير آن ميتوان چنين انتظاري را مشاهده كرد . بنابراين عقيده به ظهور رهايي بخش بزرگ برچيده شدن بساط ظلم و ستم از ميان انسانها و برپايي حكومت حق و عدل منحصر به شرقي ها و مذاهب شرقي نيست ، بلكه اعتقادي عمومي و جهاني است كه چهره هاي مختلف آن در عقايد اقوام گوناگون ديده ميشود ...ادامه دارد ...

از محسن عزيزم كه در جمع اوري اين مطالب كمك فراوان به من نمود نهايت تشكر و قدر داني را دارم ...

در حيرتم كه مسلمانان چرا چنين پدر مهرباني را تنها گذاشته اند ؟ مسيحيان اگر يك مهدي داشتند ...

اما با تمام اينها كه گفتم ...و محبتي كه به پدر مهدي دارم ...ولي عباس يه چيز ديگه است ...

 

   در روایات نوشته شده در کتابهای شیعیان خواندم که عیسی

   

 برای یاری پدر مهدی به زمین بازمیگردد و اولین کسی خواهد بود که پشت سر او نماز بخواند ...


نویسنده : بنیتا |
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 | 17:37
بسم رب المهدي عليه

السلام


اللهم عجل لوليك الفرج

 الشريف و الاعظم ...


به مدد خداوند تبارك و تعالي

 و به عنايات اهل بيت

عصمت و طهارت


عليهم السلام و به يمن

قدوم مبارك بقيه الانبياء،غايه

القصوي ، عدل موعود ،

 برهان الله الاعظم ، حجت

بن الحسن العسگري

المهدي عج الله تعالي فرجه


الشريف در روز ميلاد با

سعادت فخر زمين و زمان

 اباصالح المحسن المهدي

 ارواحنا له الفداه بنت الحيدر

 عليهم السلام تقديم

 مينمايد:
همايش دوره اي حضرت بلد

الامين ، بقيه الله الاعظم

مهدي صاحب زمان روحي و

 ارواح لتراب مقدمه الفداه

العالمين در روز نيمه شعبان

 7 شهريور ماه برگزار خواهد

 شد لذا از تمامي وبلاگ

نويسان و دوستداران و

ارادتمندا ن به خاندان پاك

نبوت عليهم السلام دعوت

به همكاري و حضور بهم

رساندن ميشود .


عزيزاني كه قصد همكاري

 دارند متقاضي هستيم كه تا

 شب 5 شهريور ماه آمادگي

خود رادر وبلاگ بنت الحيدر عليه السلام «

 

http://zinatollah.blogfa.com اعلام دارند .

 
تا برنامه اي همراه با

رضايتمندي امام عصر ناطق

 قاطع غايب قائم عج الله

تعالي فرجه الشريف را

فراهم آوريم .


حضور عاشقان به اهل بيت

 عليه السلام خصوصا امام

 برحق صاحب الدار و صاحب

الناحيه عليه آلات التحيه و

الثنا انشاءالله موجبات

تفضلات و خشنودي قلب

 مقدس حضرت را فراهم

 خواهد آورد .


به اميد ظهور حقيقت و ضياء

 عالم


نویسنده : بنیتا |
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 | 21:9

هر عباس كه گفتم تشنه تر شدم...

 

اين چه حالي است كه تا كنون نداشته ام ...

 

من امشب غوغاي علقمه را احساس ميكنم

 

من امشب نفس نفسهاي عاشقانه عباس را احساس ميكنم ...

 

من امشب پر شده ام لبريز شده ام از عباس...

 

من دارم ميسوزم ...در حيرت از وجود يگانه اي بنام عباس ...

 

...و وقتي مرا و حرفهايم و عشقم به عباس را به سخره مي گيرند اين كلام

 

مسيح به ذهنم ميرسد كه در جواب نيقوديموس واعظ يهودي گفت :

 

تو واعظ محترم اين شهر هستي و اين چيزها را نميفهمي ؟ من آنچه ديده ام و

 

ميگويم ولي تو نميتواني باور كني من درباره زندگي مردم با تو صحبت ميكنم

 

و تو باور نميكني حالا اگر درباره آسمان با تو صحبت كنم چطور ميتواني باور

 

كني ؟چون فقط من كه مسيحم از آسمان به اين دنيا آمده ام و باز هم به آسمان

 

برميگردم ...

 

و امشب پر ميشوم از اين چند جمله كه محسن از كتاب آسماني اشان برايم

 

گفت ...

 

كهيــــــــــــــعص

 

...و در این کتاب از مریم یاد کن هنگامی که از کسان خود در مکانی از شرق کناره

 

گیری کرد ...

 

پس در برابر آنها برای خود پرده قرار داد که خلوتگاه سازد و به نیایش بپردازد

 

پس ما روح الامین خود را بسوی او فرستادیم که برای او به صورت بشری تمام

 

عیار در آمد

 

مريم گفت : همانا من از تو به خداي رحمان پناه ميبرم اگر از خدا مي ترسي

 

گفت : جز اين نيست كه من فرستاده خداي تو ام تا تو را همين حال پسري

 

پاكيزه ببخشم

 

گفت چگونه مرا پسري باشد با آنكه تاكنون دست بشري به من نرسيده و

 

هرگز بدكاره هم نبوده ام

 

گفت : همينطور است پروردگارت گفته كه اين كار بر من آسان است تا او

 

را نشانه اي براي مردم و رحمتي از جانب خود قرار دهيم و اين امري است

 

كه دستور قطعي آن صادر گرديده است .

 

فرشته ي روح در مريم بدميد پس او به عيسي باردار شد پس با حمل خويش

 

خود را به مكان دور دستي كنار كشيد ....

 

 

 

 

 


نویسنده : بنیتا |
جمعه بیست و ششم مرداد 1386 | 11:36

همایش سیمای حسین در آینه روایات به قلم محسن عزیزم  مدیر وبلاگ بنت الحیدر

 

سيماي حسين عليه السلام در كلام حضرت اسماعيل

 

اقتداي اسماعيل صادق الوعد به حسين عليه السلام

 

امام صادق عليه السلام ميفرمايد :

 

آن اسماعيل كه خدا در قرآن راجع به او ميفرمايد :

 

واذكر في الكتاب اسماعيل انه كان صادق الوعد و كان رسولا نبيا  ( مريم

 

54 ) اسماعيل فرزند ابراهيم نيست

 

او پيغمبري از پيامبران بود كه خداوند ، او را به سوي قومش مبعوث

 

داشت ، آنان او را گرفته و پوست سر و صورت او را كندند . فرشته اي

 

 از سوي خداوند تبارك و تعالي به نزد او آمد و گفت :

 

خداوند ، مرا بسوي تو فرستاده است ، اكنون هر چه را كه ميخواهي به

 

من امر كن – تا انجام دهم –  او در جواب گفت :

 

لي اسوه بما يصنع بالحسين عليه السلام  ( كامل الزيارات ص 64 ) مرا

 

به حسين عليه السلام در اذيتها و مصايبي كه بر او وارد ميشود تاسي و

 

اقتداست .

 

در شخصيت والاي امام حسين عليه السلام همين بس كه پيامبران سلف و

 

 انبياي عظام خدا به او اقتدا ميكنند و به تعبير حضرت اسماعيل صادق

 

الوعد ، حسين عليه السلام مقتداست ، و او به گفته خودش در تحمل

 

شكنجه هاي طاقت فرسا و اذيتهاي جگر خراش ، اقتداي به حضرت سيد

 

الشهدا عليه السلام ، ميكند .

 

محسنم از اینکه منو هم قابل دونستی برای این همایش ممنونم ...

 

ایکاش به من از کلمات مسیح در مورد حسین می گفتی ...

 

 

 

 

 

                            و ایکاش برایم از عباس میگفتی...

 

 

           خدایا از تو سپاسگذارم که عباس را به

 

       عالم هدیه دادی ...

 

                              

 

                          

 

 

 

 


نویسنده : بنیتا |
شنبه سیزدهم مرداد 1386 | 4:42
005.jpg

    من چی دارم بگم ؟

اومدی قلب منو با اون یک نگاه ربودی و رفتی...

میدونی دلم میخواد فقط از شما بنویسم اما تا میام بنویسم

نمیتونم...

چطور بگم دوستت دارم ؟

تو مثل هیچ کس نیستی ...

هر شب میام دعا بخونم فقط لبهای خشکیده تو میاد جلوی

چشمهام و اون نگاهت ...

من به چه زبونی بگم ؟

که آرام و قرارم را ربودی...

من با عشق شما چکار کنم ؟

 هر روز همین جام !

 میام و تا علقمه دنبالت میدوم که منو تنها نگذاری

اما میبینم که کنار علقمه تو را به صلیب می کشند و دستهایت را

 میبرند و تو بر بالای بلندترین صلیب مرا نگاه میکنی...

و من محو  نگاههای تو میشوم ...

و هر چه گریه میکنم که این سر را بیاورید پایین تا من یکبار دیگر

 در آن چشمهای خدایی بنگرم...بی اثر است فریادم...

 مسیحای من ...

 دو چیز خیلی آزارم میدهد ...

یکی آنکه چرا تو را کشتند ؟

 مگر میتواند در مقابل نگاههای تو تاب مقاومت داشته باشد ؟؟؟

 کی دلش آمد دستهای مهربانت را ببرد ؟

 کی دلش آمد که بزند بر آن چشمهای مهربانت ؟

 آخر ...بی انصافهای مثلا مسلمان حتی مسیح را هم با این قساوت

نکشتند که شما عباس را کشتید...

مگر او چند نفر بود که یک لشگر برای کشتنش جمع شدید ؟

 مگر اشکها را در چشمش ندیدید که زدید بر چشمانش تا خون

 راهشان را سد کند و برای آخرین بار نتواند با برادر و عشقش

 وداع کند ؟

 من نمیتوانم بفهمم ...اخر چرا ؟؟؟

 وقتی محسن بر صلیب کشیده شدنت را برایم گفت تازه فهمیدم

 چرا نامت دلم را لرزانده...

 و دومین چیزی که ناراحتم میکند اینکه چرا دیر شناختمت ؟

 چرا دیر سراغم آمدی ؟

 یعنی عباسی در عالم بود و من نمیشناختم ؟

 چرا دیر آمدی عباسم ؟

  mosharekat_news974841.jpg

اگـــــــــــــــــــــــــــــــر یک عباس در دنیای مسیحیت وجود داشت کودکان مسیحی

 

نیـــــــــــــــــــــــز معجــــــــــــــــــــــــزه میکردند ...

 

من سوگند میخورم که بسیار خواندم و بسیار اندیشیدم و بسیار ...

 

عباس خیلی بالاتر از پیامبران خدا بود ...

 

عبـــــــــــــــــــــاس پیامبر نبود اما هیچ چیزی از پیامبران خدا کم نداشت ...

 

عبـــــــــــــــــــــاس عکس خدا بود در کربلا...بقول محسنم عباس سفــــــــــــیر

 

مخصوص خدا بود در علقمه ...

 

عبــــــــــــــــــاس ...تمام حجت تسلیم شدن من است در برابر خدا ...

 

من نمیفهمم منظور شماها از تسلیم و این حرفها چیست ...

 

برای من تسلیم فقط یک معنا دارد ...

 

بارها گفته ام و باز هم خواهم گفت :

 

" تمـــــــــــــام حــــــــــجــــــــت  تســـــــــــــــلیم شدن من عبـــــاس بن علی است "

 

tn-11.jpg

 


نویسنده : بنیتا |
شنبه سیزدهم مرداد 1386 | 3:47
mz-ab-1.jpg

                            چی دارم بگم جز اینکه دلتنگتم ...

آنک درون آینه خود را مسیــــــــــــــح دیدند

آنان که خود به چار میخ مسیــــــــــح را کشیدند

بنگر یــــــــد بیضایشان در بحر خون احمر شده

بین بدلـــــــــــــهای خودش در صف مسیح آخر شده

از یک صلیب گمشده صدها مسیـــــــــــــــــــح آمد فرود

هر یک شبیـــــــــــــــــــه دیگری پیغمبـــــــــــــــــران بی سرود

___________________________________________________________

او قاتلان خو یــش را بخشید بالای صلیــــــــــــب

این قلــــــــــــــــــــــب عیـــــــــسی بود با آن قوم صد رنگ و فریب

آنها که در رخت مسیـــــــــــــــــــح یک عمر پنهان میشوند

یک روز هم با دست او بنـــــــــــــــــــگر که عر یان میـــــــــشوند

___________________________________________________________

از آه عیـــــــــــــــــــــسی در کفن مردار قومش زنده شد

اعجاز اینان کشتن آن قوم شد با دست خود

از از عشق او بدکارگان آییـــــــــــــــــنه خو بان شدند

از سحر اینان مومنان در سیل بدکــــــــــــــــــــاران شدند

وقتی خدایان صلیـــــــــــــــــــــب فرزند مریم میشوند

پیداست کفتاران چرا همنـــــــــــــــــــــــــام آدم میشـــــوند

___________________________________________________________

آنک درون آیـــــــــــــــــــــــــــنه خود را مسیـــــــــــــح دیدند

آنانکه خود به چارمیـــــــــــــــــخ مسیـــــــــــــــــح را کشیدند

بنگر ید بیضایشان در بحر خون احمــــــــــــــــــــر شده

بین بدلهای خودش در صف مسیـــــــــــــــــــــــح آخر شده

از یک صلیـــــــــــــــــــــــب گمشـــــــــــده صدها مسیح آمد فرود

هر یک شبیه دیگری پیغمبــــــــــــــــــــران بی سرود ...

 

 


نویسنده : بنیتا |
دوشنبه هشتم مرداد 1386 | 7:49
                                                               0013.jpg   

               متن همایش زینب شناسی مربوط به وبلاگ بنت الحیدر

   از جمله القاب آن بانو الراضیه بالقدر و القضا .

   معنی ظاهری آن واضح و مصداق حقیقی آن ، این محترمه بوده که چنان

   ایستادگی نمود  و ثبات ورزید در جلو قضا و قدر که ، هر چه رسید چون

   شربت خوشگوار نوشید بااین که چنان منزلتی داشت که جمیع ماسوی

   در مقام اطاعتش چون عبد ذلیل در آن شرایط سخت که اگر اندکی از

   بسیار آن بر کوهها  گذاشته میشد هر آینه ازشدت تاثر آب میشدند

   ولی بانو در جلو آنهمه مصایب با کمال گشاده رویی تنها غریب و بی کس

   به استقبال آنهمه شداید میشتافت

   اگر شخصی تصور همان غربت را و تنهایی او را بکند که از چند جهت غریب

   بوده هر قدر قسی القلب باشد منقلب خواهد شد

   یک زن و اینهمه مصیبت و بلا خیلی عجیب است

   .......


نویسنده : بنیتا |
جمعه پنجم مرداد 1386 | 0:38
            محسن بهم گفته فقط از عباس بخونم و بنویسم

  اما من که هنوز هیچی از عباس نمیدونم ...

  برای همین حرفای خود محسنو می نویسم ...

  تا بلکه روزی من هم چیزی بفهمم و بتونم از عباس بنویسم ...

                                                                S.JPG

                                                 محسن میگفت از آقای نجفی مرعشی

          نقل کردند که ایشان گفته اند :

         یکی از عالمان نجف مدتی اومد به قم برام گفت مشکلی داشتم

         به جمکران تو قم رفتم ...درد دل خودمو به امام مهدی گفتم و از

         ایشون خواستم که وساطت کنه تا خدا مشکل من رو حل کنه ...

        برای همین خیلی به جمکران رفتم ولی نتیجه ای نگرفتم ...

        تا اینکه روزی که در اون مسجد درد دلمو به امام مهدی میگفتم و

        دلم هم شکسته بود به امام مهدی گفتم :

        اقا جایز است که در خانه شما باشم و به دیگری متوسل بشم ؟

        شما امام منید آیا بد نیست که با وجود امام حتی مثلا به غلمدار کربلا

        قمر بنی هاشم متوسل بشم ؟

        از ناراحتی بین خواب و بیدار بودن یکدفعه با چهره نورانی امام مهدی

        مواجه شدم سلام دادم . جواب سلامم رو داد و فرمود :

        نه تنها زشت نیست و ناراحت نمیشم که به علمدار کربلا متوسل بشی

        بلکه به شما هم راهنمایی میکنم که هنگام توسل به علمدار کربلا

        چی بگی ؟ وقتی که برای مشکلت به ایشون رو میندازی بگو

        یا ابوالغوث ادرکنی

        ای پدر پناه دهندگان به فریادم برس و به من پناه بده ...

     ..........من نمیدونم این عباس کیه که اینهمه چیزهای بزرگو یکجا در

    خودش جمع کرده اما خیلی برام مقدس و بزرگه ...

    خلوت علقمه غوغای چشمهای قشنگ عباس حرفهای محسن ...منو

    خیلی متحول کرده ...میخوام عباس رو بشناسم اما نمیتونم ...

    عباس برای من پیغمبری هست که تمام دنیا داره از نگاه اون نیرو میگیره

    سکوت شبهای علقمه

    فریاد چشمهای عباس

    دستان بریده سردار کربلا

    ...این عباس کیه اخه که اینهمه ...

    فقط اینو میدونم که دیوانه وار دوستش دارم

   عباس بی نظیره

   همه پیغمبرا پیش خدا عزیزبودند پیغمبرا بالاترین انسانها بودند و ما اینهمه

   پیغمبر داریم ...ولی عباس فقط یکی بود دو تا عباس نداریم

   خدایا اگر عباس رو نمی آفریدی ...

                                                    حتما آفرینش ناقص بود

                    karbala.jpg  

                کاش یک روز منو هم ببری کربلا ...

                                                     

                                    


نویسنده : بنیتا |
پنجشنبه چهارم مرداد 1386 | 0:24
           2003321541872821537_rs.jpg

در شبی به روشنایی دیشب مردی که نامش را اول بار از 

مردی مهربان که مرا بیاد مهربانیهای مسیح می انداخت ...

شنیدم و برای اول بار حقیقت صلیب را دریافتم 

در کنار علقمه ...

مسیحایی را دیدم که اعجازش فراتر از زنده

کردن مردگان و شفا دادن بیماران بود 

معجزه بزرگ او این بود که بین تمام  فرزندان آدم 

نور قسمت میکرد و بی ادعا مهربانی یاد میداد 

و مگرنه که محبت قانون مسیح بود ؟ 

شیعه ها آقایی دارند که نامش عباس است 

و بالاخره مرا هم گرفتار خویش نمود ...

هر چند که بقول معلم عزیزم بهانه این نوشتارها ...

...ابوالفضل العباس فقط مال شیعه ها نیست 

بلکه عباس شخصیتش بین المللی است ...

و ...امشب شبی که همه دلم لبریز عشق مسیحای علقمه 

است به اجازه  خودش از او مینویسم

او...عباسی که بنیتای مسیحی را هم گرفتار عشقش نمود

      این خورشید است یا ماه ؟

      که بر فراز علقمه مسیحای من شده ؟

     نمیدانم ...جز اینکه در بند عشقش گرفتار آمدم هیچ نمیدانم

     جز اینکه میخواهم بشناسمش تا بدانم این محبت کیست که

     همه دل مرا ربوده ؟

     کیست که تمام هستی ام را در سیطره قدرت اهوراییش گرفته ؟

     کیست که ندیده و نشناخته دل به مهرش سپرده ام ...

     کیست اینکه نامش عباس است و ...

                     2003321541872821537_rs.jpg                                       

 

                                                     


نویسنده : بنیتا |